عبد الحي حبيبى

600

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

نساختند ، ماليات را هم به اندازهء دورهء ساسانى گرفته نتوانستند . « 1 » در طبقات اجتماعى دورهء ساسانى بعد از شهزادگان و شهرداران ( شهرياران ) و وزرگان ( الاشراف ) دهقانان و سواران و گروه آزاذان محسوب بودند ، و چون لشكرسوار دولتى ازيشان تشكيل مىشد ، و سپه‌داران بزرگ هم سوار بودند بنابرين اعراب ايشانرا كه در دوره‌هاى نخستين اسلامى بر همان موقف اجتماعى باقى بودند اسوار و جمع آن اساويرات يا اساوره گفتند ، كه در پهلوى اسواران يا اسوارگان بودند . « 2 » طبقهء سواران كه در عصر ساسانى اصل اين نام اسوبار و جمع اسوباران بوده « 3 » همواره آموزگارى بنام اندرژبذ اسپوارگان داشته و عربان آن را « موءدب الاساوره » ميگفتند « 4 » ، كه از طرف پادشاه مقرر بود ، تا به تعبير ابن اسفنديار « بشهرها و رستاقها ابناء قتال ( را ) به سلاحشورى و انواع آداب آن مشغول دارد . » « 5 » و ازين برمىآيد كه طبقهء سواران به لشكر و سپاه دولت تعلق داشته و همواره زير نظر يكنفر معلم ، تمرينات جنگى را ادامه مىداده‌اند . طبقهء ديگر ازين اشراف كذك خواذيان ( كدخدايان ) بودند ، كه عرب ايشانرا « ملوك الطوايف » گفته‌اند ، و مقصد از ان روساى كده - كته - كوت‌اند كه بمعنى خانه باشد . در اوستا كته KATA و در پهلوى كتك KATAK و در واخى كيت KET و در سريكلى و شغنانى كد CED به همين معانى است . « 6 » و زنان اين طبقهء روءساء كذك بانوگ ( كدبانو ) بودند ، كه همين مقام بلند را در طبقهء نسوان جامعه داشتند ، و اين

--> ( 1 ) - كريستن سين در ساسانيان 144 ( 2 ) - همين كتاب 346 ، در بلاذرى 470 جمع آن اساوره است . ( 3 ) - كارنامه اردشير بابكان 63 ( 4 ) - دار مستتر در حاشيه نامه تنسر 57 ( 5 ) - نامه تنسر 16 طبع تهران 1311 ش ( 6 ) - حواشى برهان 1604